سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۰ - ۰۸:۵۴
کد خبر71987

ترجمه اختصاصی شهریار؛
شادی درمانی: پیش به سوی شهرهای شاد

ترجمه

هر ساله در بهار، در طی چندین سال متوالی، سازمان ملل از طریق مؤسسه تحقیقات پیشرفته کانادا یک "گزارش جهانی شادی" منتشر می کند که هدف از این رتبه بندی سنجش میزان شادی ۱۵۶ کشور جهان براساس تعدادی از معیارهایی در رابطه با درک کیفیت زندگی از ۱ تا ۱۰ می باشد.

شهریار تبریز/ آذر کریم‌زاده: با توجه به تمایل هر چه بیشتر جمعیت جهان به شهرنشینی، به نظر می رسد باید به فکر ساختن شهرهای انسانی تری باشیم که زمینه های شادی ما در آنجا فراهم شود. اما دستورالعمل این شادی شهری چه خواهد بود؟ طبق گفته محققان، فنلاند برای دومین سال متوالی شادترین کشور جهان است. فرانسه که در سال ۲۰۱۸ مقام هشتم را کسب کرده بود، به رتبه ۲۴ سقوط کرد. فراتر از نتایج این نظرسنجی که روندی را پیش می برد که طبق آن تقریباً در همه جای دنیا مقوله شادی کاهش یافته است، این مطالعه اهمیتی را که باید برای بهبود شرایط زندگی مان قائل شد را نشان می دهد : مکانی که در آن زندگی می کنیم یکی از پارامترهای اساسی برای خوشبختی مان می باشد. در سال ۲۰۱۸، مطالعه ای توسط سایت انجمن Familles Rurales انجام شد که در نتیجه آن زندگی در حومه شهر، "زندگی ایده آل" برای ۸۱٪ از پاسخ دهندگان است. با این حال، فقط ۱۹٪ آرزوی زندگی مطلقاً شهری را دارند. بنابراین به نظر می رسد باید کیفیت های مرتبط با سبک زندگی ایده آل (آرامش و محیط بدون آلودگی و طبیعت) را که توسط مسئله زندگی در حومه شهر برانگیخته شده زیر سؤال برده و تحقیقاتی در رابطه با انتقال چنین سبکی به زندگی شهری را انجام داد. آیا برای خوشبخت و شاد بودن لزوماً باید در حومه شهر زندگی کنیم؟ آیا می توان سازشی بین خوشبختی و زندگی در شهر ایجاد کرد؟

بدون ادعای ارائه پاسخسی دقیق، می بینیم که بسیاری از موضوعاتی از قبیل شهرهای پیاده رو محور، شهرهای کند و غیره  برای پاسخ به این سؤال همپوشانی دارند. حتی اگر شادی به روش علمی محاسبه نشود و مقایسه آن دشوار باشد چرا که به طور کلی به خواسته های هر فرد بستگی دارد، می توانیم تصور کنیم که یک شهر شاد شهری است که ما در حال نزدیک شدن به یک زندگی آرام و راحت در محیطی دنج و کم آلوده هستیم، جایی که زندگی به سادگی ارزش خوب زیستن دارد.

در این "شهر شاد" به لطف پروژه های یکپارچه و مشارکتی، ساکنانش مکان های متعدد زندگی خود را دوباره مورد استفاده قرار داده اند، افراد همه به زندگی همسایگی روی آورده اند و پیوند اجتماعی تشکیل دهنده زندگی جمعی دوباره گسترده شده است. توصیفی اندک آرمانشهرانه اما با ایده ضرورت کاهش ریتم های شهری ما همراه است تا مشکلاتی از نوع اضطراب یا استرس را که منجر به ناراحتی برخی از شهروندان می شود کاهش دهد.

بنابراین، در اولین مرحله مفهوم Slow City یا شهر کند پاسخی است که برخی تصمیم گیرندگان به این منطق شادی آفرینی و پایداری سبک زندگی می دهند. این شبکه از "شهرهای کند" اکنون شامل حدود 200 شهر در 30 کشور مختلف است. به منظور آرامش بخشیدن به شهر، گروه Slow Cities  70 معیار تقسیم شده به 6 مورد را پیشنهاد می کند، از جمله :

· ارتقاء دانش فنی و میراث معماری محلی از طریق بازسازی ساختمان ها؛

· ایجاد رویدادهای فرهنگی محلی؛

· افزایش فضاهای عمومی و مناطق عابر پیاده، توسعه مسیرهای دوچرخه سواری و شبکه های حمل و نقل جایگزین؛

· کاهش مصرف انرژی

· توسعه فروشگاه های محلی؛

· ارتقاء امکانات عمومی؛

در پس این مثال کم و بیش نیاز به انسانی سازی مجدد فضای شهری پدیدار می شود. این امر به ویژه شامل یافتن مقیاس توسعه، تراکم و نسبت بین فضاهای پر و خالی است که برای رفاه افراد مطلوب تر هستند.

کشورهای اسکاندیناوی که اجلاس گزارش جهانی خوشبختی 2019 را در انحصار خود دارند، از طریق تولید شهری متراکم و فشرده بخشی از این منطق بشمار می آیند که در عوض فضای بیشتری برای طبیعت در نظر می گیرد. رابطه سازش پذیر ساکنان با طبیعت و همزیستی آن با محیط و بافت شهری، بدون شک عناصری هستند که خوب  بودن زندگی در این مناطق سردسیر را توجیه می کنند.

کاهش سرعت زندگی شهری به منظور شادتر کردن ساکنان آن، شاخص جالبی خواهد بود. این تأمل در رابطه با بهزیستی شهری همچنین می تواند شامل کارهای کلی تری در موضوع جو شهری باشد. با افزایش شهرنشینی محیطی، متوجه می شویم که استاندارد سازی ساختمان ها در اشکال هندسی آنها ممکن است به ساخت منظره یکنواخت شهری کمک کرده باشد. این تکرار و یکنواختی به این معنی است که محیط های شهری کمتر از قبل منبع تحریکات حسی، الهامات خلاق یا هیجانات تخیلی هستند. بدنبال آن، شهرها به تدریج هویت خود را از دست داده و افراد در تعامل با این محیط استاندارد با دشواری های زیادی روبرو می شوند.

شهرها که به جهت ارائه خدمات و مشاغل بسیار جذاب هستند، اما اغلب مکان های پرتنش و استرس زا محسوب می شوند. با پدیده افزایش شهرنشینی در سراسر جهان، اهمیت ایجاد محیط مناسب برای سلامتی و رفاه این ساکنان برای بسیاری از فعالان شهری به یک هدف تبدیل شده است. مفاهیم خاصی، مانند مفهوم شهرهای کند، نشانگر ضرورت کاهش سرعت زندگی ما جهت کاهش مشکلات اضطراب و استرس شهری است که باعث می شود ساکنان شهر از نظر سلامتی ضعیف باشند.

برای تبدیل شدن به یک شهر کند، معیارهایی در نظر گرفته شده است که موارد اصلی عبارتند از : تأمین فضای سبز، مناطق عابر پیاده و روش های اکولوژیکی حمل و نقل، ارتقاء میراث شهری با جلوگیری از ساخت ساختمان های جدید، در دسترس قرار دادن مبلمان شهری عمومی، ترویج همبستگی بین نسلی، کاهش ضایعات، توسعه تجارت محلی، توسعه زیرساخت ها و تجهیزات جمعی سازگار با معلولان و حفظ آداب و رسوم محلی و محصولات منطقه ای. یک لیست طولانی که معیار دیگری برای امکان عضویت به آن اضافه می شود : نداشتن بیش از 50000 نفر ساکن می باشد!

کاهش سرعت کلانشهرها، ایده ها و مفاهیم

زمان ما، زمان سرعت است؛ سفر، ارتباطات، تولید و مبادله، تصمیم‌گیری، تغییرات آب‌وهوایی و ... سریع‌تر صورت می‌گیرد. مردم روزانه آثار شدید سرعت را به شکل‌های گوناگون تجربه می‌کنند. مشکلات ناشی از سرعت زمانی اتفاق می‌افتد که زندگی بیش‌ازحد زیر سلطة آثار ثانویة منفی آن قرار می‌گیرد. از سوی دیگر جامعه‌ای که بیش‌ازحد در تسلط آهستگی قرار گرفته باشد نیز، ممکن است به بی‌مسئولیتی، مسئولیت‌های نامربوط، نداشتن خلاقیت یا مخالفت با آن دچار شود. هم‌اینک این جنبش بر رشد و توسعة آرام‌شهرها، تأکید بر شهرسازی انسان‌گرای سازگار با محیط ‌زیست، افزایش ضریب پایداری‌های اجتماعی، افزایش شاخص‌های نشاط و سرزندگی شهری، کاهش سرعت در خیابان‌ها و محلات شهری، جنبش پیاده‌مداری و دوچرخه‌سواری به جای استفادة زیاد از خودروها، توجه به تاریخ محلی، معماری پایدار، اقتصاد آرام و پایدار، شهروندان آرام، میهمان‌نوازی شایسته، توسعة شهری اندیشیده‌شده و آرام، ترویج فرهنگ محلی، غذاهای آهسته بجای فست فودها و ... تأکید دارد. البته شهرهای کند به منظور ایجاد شادی به هیچ‌وجه مخالف پیشرفت علم و فناوری نیست و هرگز کسی را به کنارگذاشتن مظاهر مدرنیته دعوت نمی‌کند؛ بلکه خواستار تغییر در نگرش سرعت‌زده و پرشتاب به زندگی است که در آن همه چیز باید به‌سرعت اتفاق افتد. گویی این کرة خاکی همچون میدان مسابقه‌ای است که هریک از ما دوندگان دو سرعت آن هستیم؛ مسابقه‌ای همیشگی و بی‌پایان. بر این اساس در رویکرد مبتنی بر آهستگی قرار نیست هواپیما سوار نشد یا از قطار تندرو و مترو استفاده نکرد؛ بلکه هدف این است که مراقب وسواس زمان‌زدگی باشیم که نتیجة آن، بی‌قراری و شتاب جنون‌آمیزی است که آسایش را از زندگی سلب می‌کند.

بنابراین چگونه شهری با کیفیت روستایی ایجاد کنیم؟

شهرها از نظر کیفیت محیط زندگی دچار نقصان بوده و بنابراین به طور فزاینده ای دغدغه ایجاد امکاناتی را دارند که بتوان کیفیت زندگی روستایی را در مرکز آنها پیاده کرد. در واقع، اگر در گذشته، شهرها بخاطر جذب مشاغل جذاب بودند، امروزه باید بتوانند به مکانی مطلوب جهت زندگی و حس وجود تبدیل شوند.

مفهوم "شهر پیاده رو محور" که توسط جف اسپک، برنامه ریز شهری آمریکایی مطرح شد، به یکی از دلایل و عواقب عمده پایین آمدن کیفیت زندگی شهری می پردازد : سر و صدا و آلودگی هوا. یک شهر قابل پیاده روی شهری است که در آن قدم زدن خوب بوده و در آنجا روزمرگی در فاصله پیاده روی سپری می شود. این شهر قابل پیاده روی نه تنها مزیت کاهش آلودگی را دارد، بلکه باعث می شود مردم با پای پیاده حرکت کنند که در نتیجه از طریق فعالیت بدنی زیاد به سلامتی آنها کمک می کنند. بنابراین، به ویژه شهرهای آمریکا در اینجا روش خوبی برای مبارزه با چاقی می بینند. کاهش اتومبیل باعث می شود تا فضای آزاد بیشتر شده و  برای ایجاد فضای سبز، استراحت و رفاه مورد استفاده قرار گیرد.

اما شهر پیاده رو محور تنها با مسئله پویایی مشخص نمی شود. شهری است که خدمات محلی را ارتقا می دهد و می خواهد سفرهای روزانه ساکنان را کاهش دهد.

در سال های اخیر، ساختارهای بیشتری در فروش محصولات محلی دخیل هستند و به لطف ابتکارات خاصی توسط شرکت های تجاری که هدف اصلی آنها کاهش تعداد واسطه های بین تولید کنندگان و صنعتگران و مصرف کنندگان در یک بستر آنلاین می باشد که هر روز محصولات تازه ای را ارائه می دهند تا مصرف کنندگان بتوانند در یک روز ثابت در هفته در یک مکان عمومی آنها را دریافت کنند.

اما شهر همچنین می تواند منبع الهامی برای روستاها باشد که بطن یک زندگی فرهنگی غنی است، از تنوع زیادی از جمعیت ها، فرهنگ ها، فعالیت ها استقبال می کند و بنابراین مکانی به سوی جهان گشوده تا امکان دسترسی به زندگی متفاوت از زندگی در حومه شهر را فراهم کند، که مکمل دیگری است. بنابراین مسئله ایجاد فضایی یکنواخت نیست که بتواند این دو جهان را با هم جمع کند، بلکه بیشتر ایجاد پل هایی بین آنها برای شادی بیشتر در شهر است.

به منظور گرایش به سمت یک شهر شادتر، خلاقیت معاصر شهری باید با ایجاد تنوع در چشم انداز زیبایی شناسی خود، محیط های حسی را نیز در نظر بگیرد. این فقط مسئله درک بصری منظر شهری نیست، بلکه ساخت محیطی است که در آن می توانیم شرایط متنوع شهری را احساس کنیم، تا از طریق آنها بافت حساس یک شهر انسانی تر را که در آن زندگی خوبی وجود دارد، تجربه کنیم.

آیا شهر شما شهر شادی است؟ آیا می دانید چه چیزی شهرنشینان را خوشحال می سازد؟ خوشبختانه محرک های زندگی شهری و ابزارهای دستیابی به آن موضوع مطالعات بی شماری است. و این که فاکتور اصلی آن پول نیست، بسیاری را شگفت زده می کند.

البته، شهرها قبل از هر چیز از رونق اقتصادی بهره مند می شوند : آسمان خراش های جدید، رشد جمعیت، مشاغل بیشتر، فروشگاه های جدید و فرصت های بهتر. اما این کافی نیست. برعکس، شهری که میزان رضایت بالایی از خود نشان می دهد اغلب شهری است که در لذت های ساده سرمایه گذاری کرده است : تقویت احساس تعلق به یک جامعه و معنی دادن به آن، تسهیل حرکت برای آزادی بیشتر. به نظر می رسد یک شهر شاد یک مجموعه شهری است که زیرساخت های خود را حول مفاهیم ابتدایی رابطه انسانی طراحی می کند.

آیا در شهر پول خوشبختی می آورد؟

بدون شک، اما همه اینها به کاربردی  که از آن می شود بستگی دارد. در قرن بیستم، بسیاری از مراکز شهری رونق اقتصادی را تجربه کردند. با این حال، با توجه به نظرسنجی ها و آمار بهداشت عمومی ، مردم در آنجا احساس بهتری نداشتند. در حقیقت، تعدادی از مطالعات اخیر نشان می دهد که افراد ساکن در شهرهای بزرگ، به رغم داشتن درآمد بیشتر، به طور کلی از کسانی که در جاهای دیگر زندگی می کنند کمتر خوشحالند.

بطور مثال، در شهر  بوگوتا در کلمبیا. مانند بسیاری از کلانشهرها، طی دهه های گذشته شهر در محوطه اتومبیل و فضاهای خصوصی دوباره طراحی شده است. خیابان هایی که مملو از محلات شلوغ می باشند. درست است که بوگوتا درگیر مواد مخدر و جرم بوده است، اما بیش از هر چیز خطر سرقت، ترافیک و کمبود مکان های جمعی است که عابران پیاده را ترسانده است.

شهردار جدید این شهر، به جای توجه بیشتر به ماشین، طرح جاه طلبانه ای را جهت یکپارچگی انسان و رفاه او در زیرساخت هایی از شبکه های گسترده ای از مسیرهای دوچرخه سواری، پارک های جدید و اولین سیستم حمل و نقل سریع معروف بوگوتا اتخاذ کرد. وی بر اساس تجربیات انسانی، اصول مهم برنامه ریزی شهری را که طی دهه ها هرگز مورد استفاده نبوده است، رد کرد.

عناصر تشکیل دهنده شهری شاد

رفاه شهری به عوامل مختلفی از جمله مشاغل، مدارس، مسکن ، کسب و کار بستگی دارد. اما شهرداری یک شهر همچنین می داند که برای ایجاد "یک شهر شاد"، می بایست که در پیوند اجتماعی سرمایه گذاری کرد یا به عبارتی همان سرمایه اجتماعی که ضامن بقاء یک جامعه می باشد. هدف از برنامه ریزی شهری اکولوژیکی این است که مردم را به مرکز شهر بازگرداند : بعنوان مثال با باز کردن فضاهایی برای ساکنان، کاهش ترافیک اتومبیل (خطوط عابر پیاده، مناطق عابر پیاده در مرکز شهر، روزهای بدون ماشین و غیره)، استفاده مجدد یا بهبود فضاهایی برای استفاده عمومی آنها (پارک ها، مناطق ورزشی و باغ های سبزیجات شهری).

به همین ترتیب، تحرک سبز در مقیاس انسانی، رفت و آمد را آسان تر می کند. به عنوان مثال، یک مطالعه سوئدی نشان می دهد، افرادی که بیش از 45 دقیقه را جهت تردد به محل کار خود صرف می کنند، از لحاظ روحی40٪ بیشتر احتمال دارد که طلاق بگیرند، برخلاف کسانی که پیاده روی می کنند یا دوچرخه سواری می کنند. در عین حال، فناوری های جدید به طور چشمگیری هدف و استفاده از فضاهای اختصاصی شهری را گسترش می دهند. به عنوان مثال ایستگاه های مترو در بطن شهر قرار دارند. فراتر از حمل و نقل، ایستگاه ها به مراکز خدماتی با فروشگاه ها، رستوران ها و سایر مناطق استراحتی تبدیل می شوند. فن آوری های نوآورانه حمل و نقل عمومی هم اکنون ورود یا بازگشت به محل کار، سالن بدن سازی یا رستوران را برای ساکنان حومه شهر آسان کرده است .

شهرهای شاد مکان های دیدار ایجاد می کنند

نظرسنجی های شهری و شاخص های شادی اکنون مد شده است. سئول، پایتخت کره جنوبی، به دلیل توجه به علایق ساکنانش، در صدر شهرهای پایدار آرکادیس برای پشتیبانی اجتماعی قرار دارد. در اروپا، اسلو در نروژ و زوریخ در سوئیس طبق آخرین آمار یوروبارومتر در اولویت قرار دارند. و طبق شاخص جهانی سالانه سلامتی، شهر ناپل در فلوریدا شادترین شهر ایالات متحده است.

در همین زمان، برخی از شهرداری ها نظر سنجی های خود را برای اندازه گیری میزان رضایتمندی شهری بر اساس"شاخص محلی برای رفاه"  انجام می دهند. در سراسر جهان، ابتکارات محلی در حال آزمایش روش های جدید برای طراحی مجدد شهر و سهولت زندگی برای ساکنان آنها است. مرجعی که در این زمینه مطرح می شود، کتاب چارلز مونت گومری با عنوان "شهر شاد : دگرگون کردن زندگی ما از طریق طراحی شهری" است.

پویایی، زنجیره اساسی شادی شهری

بیایید شاد باشیم -  بیایید شهرهایمان را هوشمند، سبز و پویا سازیم

شهرهایی که موفق به ایجاد منظره شهری می شوند که مبادلات و پویایی را تسهیل می کنند، خوشبختی و سلامتی ساکنانشان را بهبود می بخشد. فناوری های جدید امکان بهره گیری از راه حل های هوشمند ارتقاء تحرک، شهرنشینی سبز، دموکراسی شهروندی و پاسخگویی خدمات عمومی را برای تبدیل هر شهری به شهری شاد، بیش از هر زمان دیگری فراهم کرده است. در واقع "این مردم هستند که شهر را می سازند"!

"ما در حال کسب یک تجربه هستیم. اگر نتوانیم براساس شرایط اقتصادی عمل کنیم، می توانیم شهر را شکل دهیم تا به مردم کرامت خود را برگردانیم بطوریکه آنها احساس ثروت کنند. شهر می تواند آنها را شادتر کند."

منابع :

https://www.urbanews.fr/2019/04/19/53982-happiness-therapy-vers-des-villes-plus-heureuses/

https://lumieresdelaville.net/campagne-ville-faut-choisir-etre-heureux/

https://sppl.ui.ac.ir/article_23665.html

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
6 + 1 =